حرفهايت را مگو جز به آينه
كه صداقت آينه باور نكردنيست
در كجا ي نا كجا آباد در پي همرازي
نتواني يافت
آينه را قدر دان
كه معنا ميكند يكي بودن را
و شعر ساده هم ولايتي ها را بدرستي از بر است
كه چه ساده ميخواند ترا در شعر
و تاول عمق زخم را در گوش تو نجوا ميكند
او صادقترين رفيق است
اي زخمي .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط ر. رضوان زاده
|

