
وطن از نگاه پدر
وطنم؛ ايران را بسيار دوست ميدارم.وطن را ناموس هرايراني ميدانم. ايران را بالاتر از زن و فرزند و پدر و مادر و ارزشمند تر از تمام ثروت روي زمين مي شمارم. وطن براي من عبارت است از هويت ، فرهنگ ، تاريخ ،اجداد و تمام دلبستگي هاي عمر. تاريخ وطنم را بسيار دوست ميدارم و با ورق زدن اوراق تاريخ با هر پيروزيش شادم و در شكستش غمگين و متالم . (( اين سخنان پدر است در مورد وطن- ايران – و هم او ست كه مرا آموخت كه به اين سرزمين بيشتر احترام بگذارم و در مورد مردان و زنان دلير و فداكارش بينديشم و نام آنها را فرامش نكنم)) .
دوستان عزيز تر از جان يادتان هست نام ستارگاني كه در گذشته ياد كرده بوديم . نام ستارگان بيتاي ديگري را با هم بياد آوريم كه ايران از آنهاست و اينان از ايران
11- سپهبد مهران : كراكوس فرمانده و كنسول متكبر روم را آنچنان شكست كه سالها مادران ايراني به بچه هايشان از سپهبد مهران داستانها مي گفتند.
12- سپهبد هرمزان : رهبر زير زميني جنگجويان اسير در مدينه و صادر كننده فرمان ترور عُمّر فاتح ملعون ايران.
(( اين نتيجه تجاوز به ايران زمين است ))
13- فيروز (ابو لولو ) : بازوي پر توان هرمزان- جان بكف داده وطن پرست كه خنجر انتقام ايراني را تا دسته در سينه عُمّر فرو كرد.
14- فردوسي: سي سال قلم زدم كه ايران را زنده گردانم. ايراني نبود نه در جغرافيا نه در مغزهايمان. نه پرچمي- نه شاهي- نه وطني – نه نامي. فردوسي تمامي اينها را از نو بنا نهاد با عمرش ، خردش و قلمش ، روحش شاد كه يگانه فرزند غيور وطن بود. مادر ايران زمين چون او هرگز نزاد.
15- يعقوب ليث: فرزند محروم وطن. فرزند شمشير و نان و پياز . فرزند غيور ايران- خليفه عرب از نام يعقوب پسر رويگرِ سيستاني چون سگ ميترسيد. يعقوب ليث فرزند با شرف ايران.
16- ابومسلم خراسا ني: سردار ديار خراسان، فاتح تمام نبردهاي ايرانيان و اعراب، ساقط كننده رژيم نژاد پرست اُموي .
17- بابك خرمدين: فرزند با شرف آذربايجان . نامش چون عقاب تيز چنگ دربار رژيم عربي عباسي را مي لرزاند . بابك با شرف ترين فرزند ايران است؛ در لحظه اي كه دستش ، چشمش ، پايش را در بارگاه عرب مي بريدند اين جمله را بگفت : (( روي زردم نه از هراس است كه من مرگ با عزت را به زندگي با ذلت ترجيح ميدهم)) و آنگاه خون بازوي بريده را به صورت ماليد و خنده بر چهره مضطرب ِ خليفه عرب كرد.
18- مازيار : فرزند سبز مازندران . مازيار سردار رشيد وطن بيگانه را لرزاند ، پايه هاي حكومت رژيم عباسي را لرزاند اما يك بظاهر ايراني ِ پست ِ وطن فروش او را به دام انداخت. افسوس و افسوس ...
19- خواجه نظام الملك طوسي : فرهيخته بزرگ ايران زمين ، تاج حكومتِ ترك تباران ِ سلجوق ، آنچنان خردمندانه در جهت شكوفايي ايران تلاش كرد و دانست جز با فرهنگ و سواد، ايراني هويتي نخواهد داشت. مدارس و دانشگاههاي نظاميه شاهد خرد اين دانشمند ايرانيست .
20-خواجه نصير طوسي : تصورش هم سخت است ، با خردي ، عالمي ، دانشمندي در ميان قوم وحشي مغول . خواجه هم كوشيد كه وطن را از شر آنان حفظ نمايد و علوم را گسترش دهد ؛ هم سگ زرد را به جان شغال عرب اندازد. بنازم به خرد و همت و مردانگي ِ فرزند طوس ، فرزند ايران.
نام نيك ديگر ستارگان در ديداري ديگر

