روزنامه
ادامه مطلب...

بنام خدا
آقايي كه شما باشيد توي اين دنياي بي در و پيكر و درندشت يه آقاي پدر بود و يه خانم مادر و يه عدد فرزند... آقاي پدر و خانم مادر از قضا دوتا چشم داشتند و دو تا دست . . . البته كه دو تا گوش هم داشتند كه در اكثر اوقات روي هم ميگذاشتند تا چهار تا بشه كه هم بهتر ببينند و هم بهتر بشنوند و البته كه بيشتر به هوش باشند و البته كه از همه فاميل جلو باشند !
از خدا كه پنهون نيست از شما هم پنهون نباشه الحمدالله و خدا رو صد هزار مرتبه شكر زندگيشون رديف بود و چيزي كم و كسر نبود و همينطوري هي هر روز زرت و زرت بهشون خوش ميگذشت .
يه روز نه به گمونم يه شب از شبهاي خدا روبروي سينماي خانگيشون نشسته بودند و تخمه ميشكستند و فيلم ميديدند يكهو آقاي پدر و خانم مادر ...
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط ر. رضوان زاده
|

